قالب وبلاگ



ساحل ارامش
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

کامپیوتر من الان عین یه ادم مریض شده که هیچ کی نمیتونه تشخیص بده بیماریش چیه؟؟هر جا هم که بردم

و هر کار هم که کردم نشد که نشد...اانگار هاردش جواب کرده...نیدونم والا...خدا شفا بده اش...

میبینم که نیومده باز میخوام برم...شبای احیا شد و ماپیش به سوی ولایت...

این چند وقته حسابی سرم شلوغ بود...

خالم(مادرشوهرم) دستش و عمل کرده بود...یه هفته سمنان خونه دختر خالم بود و بعد همه با هم اومدن و

دخی خاله یه ده روز اینجا بود و کارای خاله رو میکرد...بعد اینکه اون رفت سمانان خاله یه 5 روزی اومد خونه ما موند...

ظهر که از خواب بیدار میشدیم میرفتیم استخر اب درمانی و تا ساعت 5 تو اب بودیم...با دهن روزه اونم...

بعدشم که می اومدیم خونه و من پیتیکو پیتکو شروع میکردم به افطار درست کردن...بعدشم که افطار میکردیم و

باز شروع میکردم به درست کردن سحری و تا موقع سحر بیدار میموندم...

در کل خوش گذشت...هم پای من بهتر شده و هم پای خالم....الان قراره خاله هفته ایی دو روز بیاد و با هم

بریم استخر...

دیشب افطاری خونه دوستم دعوت بودم...مراسم سالگرد پدرش هم بود...حمید خونه تنها بود...

بهش گفتم تنهایی افطار سختت نیست؟؟گفت نه...منم از خدا خواسته...

حسام دیشب خونه مامانم اینا موند....

الان هم باید برم نمازم و بخونم که حمید و حسام هر جا باشن الان پیداشون میشه...

امیدوارم که بشه زود زود بیام...

فعلا

 

[ ۱۳٩٢/٥/٦ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سارا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سارا هستم.متولد 1364.شوهرم حمید پسرخالمه و یه پسر به اسم حسام دارم. asara_bestgirl2009
موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
RSS Feed